شمارهٔ ۶۲۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم
اشارت سوی من کردی هلال عید گردیدم
قدم گر رنجه می گردد، غباری مرحمت فرما
به راه انتظارت دیدهٔ امّید گردیدم
گلاب از خوی به می آمیختی خونم به جوش آمد
به خاکم درد جامی ریختی، جمشید گردیدم
بهار رنگ بستم دست پرورد خزان آمد
به هر رنگی که باید در جهان گردید، گردیدم
گلی از مزرع هستی نچیدم جز تهیدستی
سحاب رحمتت را آزمودم، بید گردیدم
بَرِ من رتبهٔ دیگر بود در عیب پوشی ها
بسی آیینه سان در عالم تجرید گردیدم
حزین ، افتادگی ها پایهٔ معراج رفعت شد
شدم تا خاک ره هر ذره را، خورشید گردیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تجربه روحانی و نورانی خود سخن میگوید. او به شوقی عمیق به سمت معشوق حرکت کرده و احساس میکند که به مرتبهای از عشق و انتظار رسیده است. شاعر به زیباییهای زندگی و نشاط بهاری اشاره میکند و بیان میکند که در میان سختیها و رنجها، رحمت الهی را حس کرده و به درک عمیقتری از وجود خود و جهان اطراف دست یافته است. او به عیوب و نواقص خود نیز اشاره میکند و به نوعی تحول و تعالی در این مسیر اشاره دارد، نهایتاً به مرتبهای از قرب و روشنایی میرسد که همه چیز را در آن از عشق و نور میبیند.