شمارهٔ ۶۴۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
به دست آسمان یک ساغر سرشار می دادم
اگر اسلام را می بود ربطی با سر زلفش
ز زاهد می گرفتم سبحه و زنّار می دادم
نهال طالعم روزی گل عشرت به سر میزد
که در خون ناوکت را غوطه تا سوفار می دادم
خوشا روزی که از بی باکی عشق تو چون جوهر
رگ جان را به تیغ غمزه خونخوار می دادم
حزین ، امشب نمی دانم تسلّی چون کنم دل را
اگر می کرد باور، وعدهٔ دیدار می دادم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به عشق و آرزوهای خود اشاره میکند. او از ناکامیهایش در زندگی و در عشق سخن میگوید و اگر طالعش بهتر بود، زندگیاش را پر از شادی و عشق میکرد. به خصوص اشاره میکند که اگر عشقش به معشوق ارتباطی با دین داشت، از زاهدان طلب کمک میکرد. شاعر روزهایی را یاد میکند که آرزو داشت عشقش او را خونین و غرق در اشتیاق کند. در نهایت، او به وضعیت حزنآلود خود اشاره میکند و از سختی تسلی دادن دلش در شب میگوید، آرزویی برای دیدار معشوقش دارد.