شمارهٔ ۶۳۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم
هلال آسا کشد خمیازهٔ خورشید آغوشم؟
به باد دامنی از خاک بردارد شهیدان را
قیامت جلوه افتاده ست آن سرو قبا پوشم
سراسر می رود مژگان شوخش در رگ دلها
خراب هوشمندی های آن چشم قدح نوشم
شب افسانهٔ زلفش، ندارد گرچه کوتاهی
به خواب بیخودی نگذارد آن صبح بناگوشم
کند جام نگاهش باده در جام هوسناکان
سیه مست تغافلهای آن عاشق فراموشم
حزین ، از درد و صاف کفر و دین از من چه می پرسی؟
درین میخانه، خونمشربم، با جمله میجوشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حسرت و آرزوهای عاشقانه گوینده حکایت میکند. او به یاد معشوقش و لحظات زیبای گذشته حسرت میخورد. گوینده با توصیف زلف و چشم معشوق، احساساتی از عشق و شیدایی را به تصویر میکشد. در این شعر، میخانه به عنوان نمادی از عشق و مستی آمده و نشاندهندهی حالتی عمیق و پیچیده از احساسات انسانی است که در میان درد و خوشی جریان دارد. در نهایت، او به تعارضهای درون خود بین ایمان و کفر اشاره میکند و بیان میکند که در این احوالات، با عشق و زیبایی زندگی میکند.