شمارهٔ ۶۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را
یارب ز سنگ فتنه نگهدار شیشه را
ظاهر شدی به عالمیان، عجز کوهکن
گر می فتاد با دل ماکار، تیشه را
عشق است چاره هوس خام و پخته ام
آتش بود حریف، تر و خشک بیشه را
نتوانم از غم تو بریدن که در دلم
محکم نموده، تازه نهال تو ریشه را
گر نبودت خبر ز شهیدان، ببین حزین
رنگین به خون ما نگه جور پیشه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و پیچیده عشق و اندوه است. شاعر از خدا میخواهد که از فریب و فتنههای دنیا حفظش کند. او به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره میکند و میگوید که عشق، راهحل خواستهها و آرزوهایش است. هرچند که او نمیتواند از غم معشوق خود جدا شود، زیرا عشقش ریشهدار و عمیق است. در نهایت، شاعر به یاد شهیدان عشق و غمهای آنان اشاره میکند و اظهار میکند که حتی در غم، زیباییهایی وجود دارد.