نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم

لب تشنهٔ تیغم، به گلو آب ندارم

در، خانهٔ غارت زده را باز گذارند

تا روی تو رفت از نظرم خواب ندارم

آسوده ام ازکعبه و آزاده ام از دیر

جز قبلهٔ ابروی تو محراب ندارم

جایی که نگاه تو بود حاجت می نیست

پروای چراغ شب مهتاب ندارم

عشق آمد و من همسفر خانه به دوشان

ویران کده ای در خور سیلاب ندارم

گر رفت گل اشک، دل خون شده دریاست

این نیست که خار مژه شاداب ندارم

خشک است دماغ من و ذوق چمنم نیست

مخمورم و پروای می ناب ندارم

آرام حزین از دل من شور لبت برد

چشم نمک انباشته ام، خواب ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عواطف و دردهای عمیق عشق سخن می‌گوید. او از بی‌تابی و تشنگی قلبی خود صحبت می‌کند و اینکه در نبود محبوبش، هیچ آرامشی ندارد. او به یاد محبوبش به کعبه و آتشکده بی‌توجه است و تنها به ابروی محبوبش اشاره می‌کند که برایش همچون محراب است. شاعر حس می‌کند که در جایی که نگاه محبوبش هست، دیگر نیازی به درخواست و آرزو نیست و از غم دل و دلتنگی سخن می‌گوید. در نهایت، او از بی‌ذوقی و خشکی درون خود شکوه می‌کند و بیان می‌کند که هیچ لذتی از می و شراب ندارد، چرا که قلبش به شدت تحت تأثیر عشق است و خواب ندارد.