شمارهٔ ۶۵۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم
به آهی سنگ را چون سینه ناخن گیر می کردم
اگر همّت ز من می خواست دل های سحرخیزان
دم گرمی به کار آه بی تاثیر می کردم
دلی ز اندیشه فارغ داشتم در می پرستیها
به یک ساغر علاج عقل پرتزوبر می کردم
ندارد حسن لیلی چون من، از خود رفته مجنونی
سواد زلف او می گفتم و شبگیر می کردم
به یاد زلف مشکینش من شوریده سر، شبها
مسلسل قصه ای در حلقهٔ زنجیر می کردم
دل عاشق سخن، میشد اگر یک ره دچار من
حکایت ها از آن مژگان خوش تقریر می کردم
حزین گر می گشودم پرده از کار جم و جامش
دل دنیاپرستان را، ز عالم سیر می کردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تصویرسازی عشق و احساسات عمیق خود میپردازد. او به تجلی عشق در اعمالش اشاره میکند و میگوید اگر بتواند، جهان را به عشق و زیبایی وامیدارد. شاعر از توانایی خود در بیان زیباییهای معشوق سخن میگوید و به جاذبه و شور و شوقی که در دلش نسبت به زلف و چشمان محبوبش وجود دارد، اشاره میکند. او همچنین به تأثیر عشق بر دلهای دیگران و دنیای مادی اشاره میکند و آرزو دارد که بتواند با کلامش تأثیری عمیق بر دیگران بگذارد. شاعر در نهایت به عاطفه و شوریدگیهای عاشقانهاش در مقابل معشوق میبالد.