شمارهٔ ۶۶۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام
خونابه خورده ام، لب اظهار بسته ام
از بس مرا به مشرب پروانه الفت است
آتش به جای لاله به دستار بسته ام
شاید شبی شمیم گلی ره غلط کند
چشم طمع به رخنهٔ دیوار بسته ام
بی ناله از دلم نفسی سر نمی زند
پیوند درد، با دل افگار بسته ام
خود را به رایگان، همه جا عرضه می کنم
بر خویش راه گرمی بازار بسته ام
آن یار دلنواز در آغوش خاطر است
راه نظر به دیدهٔ بیدار بسته ام
بی می، لبم به خنده چو گل وا نمی شود
عقد طرب به ساغر سرشار بسته ام
شاید ز کفر عقدهٔ دل وا شود حزین
از دست سبحه داده و زنّار بسته ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشق و دلبستگیاش به معشوق میپردازد و از حالات درونیاش میگوید. او از درد و رنجی که به خاطر عشق تحمل میکند، صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه همه چیز را به خاطر یار خود فدای کرده و در تلاش است تا به نوعی با او ارتباط برقرار کند. شاعر به تصویرسازی از احساساتش میپردازد و از ارتباط عمیق خود با معشوق میگوید، حالتی که در آن حتی درد و رنج نیز برایش قابل تحمل میشود. در نهایت، وجود عشق را به عنوان تنها راحتی در زندگیاش معرفی میکند.