نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم

به پای خود به این شهر آمدم با سر برون رفتم

چو آن شبنم که گیرد جذبهٔ خورشید دامانش

سبکروحانه بی امداد بال و پر برون رفتم

به من نگذاشت دوران سبک سر، قوّت پایی

چو موج از سینه، زین دریای بی لنگر برون رفتم

نگشت آلودهٔ پستیِّ همّت دامن پاکم

ازین عالم چو خورشید بلند اختر برون رفتم

چو شمع بزم کوران تا به کی بیهوده بگدازم؟

حزین ، از کشور گردون دون پرور برون رفتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حالت روحی و سفر خود به بیرون از دنیای مادی و مشکلات زندگی حرف می‌زند. او خود را مانند شمعی روشنگر و شفاف توصیف می‌کند که از تاریکی‌ها و افسردگی‌های زندگی رهایی یافته است. شاعر با اشاره به شبنم که تحت تأثیر خورشید قرار می‌گیرد، از نرمی و سبکی روح خود صحبت می‌کند. همچنین، از ناتوانی‌هایی که او را در دنیای مادی نگه‌داشته‌اند، شکایت دارد و نکاتی درباره پاکی و ارزش‌های بالا مطرح می‌کند. در نهایت، او از فضای کثیف و غم‌انگیز زندگی عادی فرار می‌کند و به آزادی و روشنی دست می‌یابد.