شمارهٔ ۶۷۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم
صد دجلهٔ خون بی تو، هماغوش نگاهم
زلفت ز تماشای دو عالم نظرم بست
ای حلقه ی فرمان تو درگوش نگاهم
محرومتر از من به وصال تو کسی نیست
از بادهٔ وصل تو رود هوش نگاهم
گرم از نظرم می گذری، برق نباشی؟
یک لحظه توان بود در آغوش نگاهم
دل داده پیامی که زبان محرم آن نیست
خواهد به تو گفتن، لب خاموش نگاهم
مشاطهٔ غم، شاهد نظاره ام آراست
هر دانهٔ اشکی ست، د ُر گوش نگاهم
مست است چنان کز می و ساقی خبرش نیست
از ساغر لعلت، لب می نوش نگاهم
از یک نگه گرم تو، مژگان ترم سوخت
آتش زده ای خانهٔ خس پوش نگاهم
نظاره حزین ، آب کند شرم تماشا
شبنم زده شد روی گل از جوش نگاهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و اشتیاق شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویری زیبا، توصیف میکند که چگونه نگاهش به معشوقش سرشار از عشق و شور و شوق است. او اشاره میکند که هر لحظه که معشوق از کنار او میگذرد، تأثیر عمیقی بر او میگذارد و دل او را میسوزاند. شاعر همچنین از اشک و غم ناشی از دوری از معشوق سخن میگوید و به عواطف عمیق و پیچیدهای که در دل دارد، میپردازد. در نهایت، تصویر زیبای بارش شبنم و تأثیر آن بر گل نشاندهنده لطافت و زیبایی لحظات عاشقانه اوست.