شمارهٔ ۶۸۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
آنقدر می به قدح ریز که سرشار شویم
خبر از وضع جهان مرده دلی می آرد
مصلحت نیست درین مرحله هشیار شویم
ای خوش آن روز که دین در سر زلف تو کنیم
فارغ از کشمکش سبحه و زنّار شویم
نشکند بادهٔ گلرنگ خماری که مراست
ای خوش آن روز که مست از می دیدار شویم
دولت هر دو جهان خواب و خیال است حزین
دولت آن است که خاک قدم یار شویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر قزوینی به دعوت به خوشی و فراموشی دنیای واقعی میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که شراب ریخته تا همه به حالت مستی و شادی برسند. او به بیفایدگی هشیاری در دنیای پر از غم و دلمردگی اشاره میکند و آرزو دارد که روزی برسد که بتوانند دین و معنویت را در زیباییهای زندگی تجربه کنند. در نهایت، شاعر بیان میکند که خوشبختی واقعی در نزدیکی و وابستگی به معشوق است و دنیا تنها یک خواب و خیال است.