نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

در غمت ترک گفتگو کردم

دهن زخم را رفو کردم

هر چه می گفت از غمت شد راست

با تو دل را چو روبه رو کردم

من گدای در خراباتم

هر چه دادند در کدو کردم

سیر چشمم ز نعمت دو جهان

خاک در چشم آرزو کردم

مغزم آشفته تر شد از دستار

دهن شیشه را چو بوکردم

مجلس باده شاهدی می خواست

دست درگردن سبوکردم

به می از لوث زهد خشک حزین

دلق آلوده شستشو کردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و غم خود صحبت می‌کند و به گفتگو با دیگران پایان می‌دهد. او سعی می‌کند زخم‌های دلش را التیام بخشد و تأثیرات غم را در درونش به تصویر می‌کشد. شاعر خود را گدای عشق و محبت می‌داند و با اشاره به لذت‌های دنیوی، به تیره‌روزی‌هایش نیز اشاره می‌کند. او به دنبال رهایی از زهد تک‌بعدی و خشک است و در این مسیر به می‌خواری و شادی روی می‌آورد. در نهایت، شاعر تلاش می‌کند تا با شستن دلق آلوده‌اش، از زهد بی‌روح و غم‌ها رهایی یابد و به شادی بپردازد.