نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم

چو می از آتش خود خام جوشی می‌زند خونم

می منصوریم پیموده پیغام هم‌آغوشی

نوای وحدت از فیض سروشی می‌زند خونم

به شکر تیغ او چون غنچه کامم صد زبان دارد

هزاران نکتهٔ رنگین به گوشی می‌زند خونم

نباشد شکوه در محشر، شهیدان تغافل را

نفس دزدیده از لعل خموشی می‌زند خونم

فغان کز ساده‌لوحی خرقه‌پوش شهر پندارد

که تهمت بر خط مشکینه‌پوشی می‌زند خونم

من آن صید ز جان سیرم، کمینگاه شهادت را

که موج اشتیاق کینه‌کوشی می‌زند خونم

حزین از من سبوی چرخ سنگین دل خطر دارد

به موج شور این میخانه جوشی می‌زند خونم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عواطف و تجربیات عمیق خود از عشق، وحدت و شهادت می‌پردازد. او به حالتی از شیدایی و شوریدگی اشاره دارد که به خاطر عشق و معرفت درونش است. لعل و می به عنوان نمادهایی از شور و احساس وجود دارند و شاعر در تلاش است تا از درد و رنج‌های خود بگوید. او به علم و آگاهی اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌توان نسبت به مشکلات بی‌توجه بود. در نهایت، شاعر خود را در حالتی از کمال و آمادگی برای شهادت می‌بیند و از موج شور و شوقی که در دل دارد، سخن می‌گوید.