نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟

این قصه دراز است به یاران چه نویسیم؟

حیرت زدهٔ نامهٔ سر در گم خویشیم

شد نام فراموش، به پایان چه نویسیم؟

مضمون چو بود شوخ، دل سنگ خراشد

ما شرح جگر کاوی مژگان چه نویسیم؟

صد نامه نوشتیم و نخواندیم جوابی

ای عهد فراموش، ز پیمان چه نویسیم؟

خواهیم به نامت نظر غیر نیفتد

از رشک ندانیم به عنوان چه نویسیم؟

ما مشق جنون کردهٔ این دامن دشتیم

از ابجد طفلانهٔ یونان چه نویسیم؟

سامان سخن کو، دل ویران حزین را؟

بغداد خراب است به سلطان چه نویسیم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پریشانی شاعر درباره‌ی عدم درک و ناامیدی ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که نمی‌داند چگونه از زلف پریشان معشوق و مشکلات روابط عاشقانه‌اش بنویسد. او در حیرت و گمراهی به سر می‌برد و احساس می‌کند که نام عشقش فراموش شده است. همچنین، از بی‌پاسخی نامه‌هایش ابراز ناراحتی می‌کند و در مورد عشق و رشک، گیج و سردرگم است. شاعر نشان می‌دهد که حتی برای بیان احساسات و شور جنونیش هم دچار مشکل است و در نهایت به تخریب و ویرانی بغداد اشاره می‌کند، که نمادی از وضعیت روحی و اجتماعی نابسامان اوست.