نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم

خون خودم ز خنجر عریان فروچکم

آن اخگر گداخته ام کز شکوه دل

خارا به هم فشارم و آسان فروچکم

آن رشح رحمتم که ز فیض عمیم خویش

آیم برون ز چاه و به زندان فروچکم

آن سوز دیده ام که به جلباب پیرهن

از مصر رخت بسته به کنعان فروچکم

افتاده پنبه از سر مینای مستیم

باید به جام باده گساران فروچکم

دارد به خون من طمعی خاک تیره دل

از جویبار تیغ درخشان ، فروچکم

گر قطره ام به کام جگر تشنگان حزین

امّا به مایه داری طوفان فروچکم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق درد و رنج شاعر اشاره دارد. شاعر از اشک‌هایی صحبت می‌کند که از چشمانش می‌ریزد و دردهای روحی و جسمی را تجربه می‌کند. او به تشنگی و نیاز به آرامش اشاره دارد و از مهاجرت و تغییراتی که در زندگی‌اش روی داده، سخن می‌گوید. احساس درونی او مثل آتش شعله‌ور است و تلاش می‌کند تا از این اشتعال رهایی یابد. همچنین، او به زیبایی‌هایی که در زندگی وجود دارد و خطراتی که از سوی دیگران متوجه‌اش است، اشاره می‌کند و در نهایت، به شدت تشنگی و نیاز به آرامش در میان طوفان‌های زندگی‌اش می‌پردازد.