نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم

غزالی را که من چون سایه در دنبال می‌گردم

چو طفل بی‌جگر کو می‌رمد شب‌ها ز تاربکی

هراسان از سواد نامه‌‌ی اعمال می‌گردم

تو بی‌پروا و من شوریده احوالم، چه می‌پرسی؟

سخن‌ها گرد دل می‌گردد اما لال می‌گردم

چنین بر شیشه‌ی صبرم زنی گر سنگ بی‌تابی

به اندک فرصتی بازیچهٔ اطفال می‌گردم

دل آزرده دارد یک بیابان خار، هر لختش

تو پنداری که درگلزار، فارغ‌بال می‌گردم؟

طمع از چشم‌تنگان؟ دانه‌ام آب حیا دارد

من لب تشنه، گرد چشمه‌ی غربال می‌گردم

حزین اکنون به حاجی باد طوف کعبه ارزانی

که من بر گرد این دیوانِ فرخ‌فال می‌گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و روز شاعر و احساساتش می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که چگونه تحت تأثیر خوی سرکش خود قرار دارد و در پی غزالی است که او را می‌سازد. او احساس می‌کند از تاریکی‌ها فرار می‌کند و نگران نتیجه اعمالش است. مجروح از شرایطش، او در جستجوی کلمات است اما نمی‌تواند به راحتی بیان کند. همچنین، او در برابر مشکلات صبرش آزمایش می‌شود و در مواجهه با دل آزرده‌اش، از گلزار آزادگی به بیابان خار شوخی تبديل می‌شود. در پایان، شاعر به طرز تلخی از حرص دیگران می‌گوید و خود را در جستجوی آرامش و حقیقت می‌یابد. در نهایت، به حاجی اشاره کرده و بر گرد دیوان خود می‌گردد.