نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم

به چشم طفل طبعان گرچه از رنگین لباسانم

کسی جز شانه خار از پای من بیرون نمی آرد

درین وادی ز بی غمخوارگی از سینه چاکانم

ندامت هرگز از عصیان نشد نفس مرا حاصل

همین در زندگی از آشنایی ها پشیمانم

میان عاشق و معشوق قاصد محرمی باید

شکایت نامهٔ دل می برد رنگ پرافشانم

حزین افسانه ام آید به طبع زاهدان سنگین

به گوش کعبه جویان ناله ناقوس رهبانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عواطف عمیق و دردهای درونی خود اشاره می‌کند. او احساساتی از قبیل پریشانی و ناامیدی را به تصویر می‌کشد و به تنهایی و بی‌کسی خود اعتراف می‌کند. او از عدم پشیمانی از اشتباهاتش سخن می‌گوید و به نیاز به میانجی بین عاشق و معشوق اشاره می‌کند. در پایان، به حالتی فلسفی و معنوی اشاره می‌کند، که نشان‌دهنده تضاد بین زندگی زاهدانه و ناله و دردهای عاشقانه‌اش است.