نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم

نمی ترسم من از بیگانگان، از خویش می ترسم

نکردم هرگز از تیغ قضا پهلو تهی امّا

ز آه دردناک سینه های ریش می ترسم

به خود نسپرده ام در عاشقی هر چند ایمانی

ز دست اندازی آن زلف کافر کیش می ترسم

نگاه تلخ باشد گرچه دشمن، جان شیرین را

از آن مژگان زهرآلوده پیکان بیش می ترسم

برد بانگ دهل از دور، دل، آشفته حالان را

من از آوازه ی این عقل دوراندیش می ترسم

پر از زنبور باشد شهد دولت اهل دنیا را

نیالایم دهان خود به نوش و نیش، می ترسم

حزین از بیم حشر آسوده ام، از خود هراسانم

نمی ترسم ز حق، از کرده های خویش می ترسم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار از ترس‌های مختلف خود صحبت می‌کند. او از حیله‌گری نفس و اندیشه‌های ناپاک خود می‌ترسد، نه از دشمنان بیرونی. همچنین، با وجود اینکه هرگز از تقدیر الهی دور نشده، اما از درد و آه دل‌های دیگران هراسان است. او از عشق و وابستگی به معشوق نیز نگران است و به زلف معشوق اعتراض دارد. حتی از عقل و تصمیمات منطقی دوراندیشی هم نمی‌تواند به راحتی عبور کند. شاعر بیان می‌کند که هرچند دنیا پر از نعمت‌هاست، او از خودخواهی و تبعات آن می‌ترسد و در پایان به ترس از عواقب اعمال خود اشاره می‌کند. او به نوعی در بین دو حس آرامش و اضطراب درگیر است.