نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خشت خرد به روزنه قال می زنیم

در سومنات عشق، دم از حال می زنیم

کوتاهتر، ز تار نگاه تغافل است

از بس گره به رشتهٔ آمال می زنیم

از لب گذشته است چو گل موج خون دل

بازپچه خنده بر رخ اطفال می زنیم

جز داغ عشق، آیت دیگر نشان نداد

سی پارهٔ دلی که، ازو فال می زنیم

گلگون به چشم بوالهوسان جلوه می کند

از بس تپانچه بر رخ اقبال می زنیم

این سایهٔ بلند ز سرو ریاض کیست؟

عمری درین هواست پر و بال می زنیم

ریحان ماست خنجر و تیغ و سنان حزین

خود را به قلب غمزهٔ قتّال می زنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان پیچیدگی‌های عشق و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر از دلتنگی و درد عشق سخن می‌گوید و به نوعی از تلاش‌های بیهوده برای رسیدن به آرزوها اشاره می‌کند. او به کنایه می‌گوید که با وجود سختی‌ها و غم‌های ناشی از عشق، همچنان به زندگی ادامه می‌دهد و تلاش می‌کند تا با چهره‌ای خندان به جلوه‌گری بپردازد. در نهایت، شاعر به جدال با درد و رنجی که عشق به همراه دارد، اشاره می‌کند و این احساسات را به شیوه‌ای زیبا و شاعرانه توصیف می‌کند.