شمارهٔ ۷۲۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
ز داغ عشق به دل طرح لاله زار کشم
بسی کشیدم از آسودگی خمار بس است
سری به آن مژه های جگر فشارکشم
ز کوی عشق توان خاک تا به لب مالید
چه منت ازکرم خلق روزگارکشم؟
به یس تن ندهد اشتیاق روزافزون
اگر به راه تو تا حشر انتظارکشم
ز دیده ای که پر از خون حسرت است حزین
پیاله بر رخ آن آتشین عذار کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و غمهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از درد و رنجهای خود در عشق میگوید و تأکید میکند که با وجود کشیدگیها، تصمیم دارد تا غمهای تازهای را در کنار غمهای قبلی برباید. او در تلاش است تا از مصائب عشق بکاهد و به زیباییهای آن، مانند طرح لالهها، توسل جوید. شاعر از عشق به عنوان یک مسیر پرمشقت یاد میکند که با دلتنگیها و انتظارها همراه است و در نهایت، چشم حزینش را به دیدار محبوب میدوزد و از آن زیبایی الهام میگیرد.