شمارهٔ ۷۴۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ساقی مده خمارم در انتظار چندین
گلشن وفا ندارد، گل اعتبار چندین
هر بوالهوس ز تیغت صد زخم کاریش هست
اخلاص جان سپاران نامد به کار چندین
پروای دل نداری کس در غمت چه سازد؟
زبن پیشتر نبودی ناسازگار چندین
گشت از شمیم خطت شیدا دماغ عقلم
شوریدگی نیارد بوی بهار چندین
یارب چه حالت است این کاول نبود در عشق
جان ناشکیب زینسان، دل بی قرار چندین
رفتی و بر دل از تو صد کوه غم به جا ماند
ظالم چه سان سر آرم بی غمگسار چندین؟
خاکم هوا گرفت و دارم به دل هوایت
بنیاد عشق نبود ناپایدار چندین
از وعده وصالی آزادکن حزین را
صید کمند غم را مپسند زار چندین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس خمار و اندوه ناشی از جدایی و عدم وفای معشوق خود سخن میگوید. او به بیاعتباری گلشن عشق و غمهای بیپایان میپردازد و به زخمهای عمیق ناشی از عشق اشاره میکند. شاعر حس میکند که هیچکس در غم او شریک نیست و دلش در انتظار وصال معشوق میسوزد. او از حالتی سرگشته و ناآرام در عشق شکایت میکند و میخواهد که از غم و اندوه آزاد شود. در نهایت، او درخواست میکند که از گرههای غم رهایی یابد و به وصال معشوق نزدیک شود.