نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

چون شمع ما را هم زبان، گرم سخن خواهد شدن

امشب عجب هنگامه ای در انجمن خواهد شدن

گاهی در آن زلف دو تا، افتاده گه در دست و پا

یارب نمی دانم کجا، دل را وطن خواهد شدن

زینسان که هست از هرگذر، وحشی غزالم جلوه گر

دامان صحرای نظر، دشت ختن خواهد شدن

شمع رخ روشنگرم سوزد اگر بال و پرم

پروانه از خاکسترم، عطر کفن خواهد شدن

امشب حریر شعله را خواهد فتاد آتش به جان

از تاب می ﺁﻥ گل بدن، ته پیرهن خواهد شدن

آسوده باشد خاطرت، ای بوالهوس از خوى او

جوری اگر در کوی او باشد به من خواهد شدن

زینسان اگر آسان کند شور جنون دشوارها

هر خار این وادی مرا سرو و سمن خواهد شدن

با عاشقان جور و جفا، با ناکسان مهر و وفا

این رسم نو در دل مرا، داغ کهن خواهد شدن

گر عندلیب خامه ات، ترک نوا گوید حزین

گلشن به مرغان چمن، بیت الحزن خواهد شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات خود نسبت به عشق و اشتیاق می‌پردازد. او از نور شمع به عنوان نماد عشق یاد می‌کند که باعث گرم شدن فضای دلنشین محفل می‌شود. در تصویرسازی‌هایی که شاعر ارائه می‌دهد، زلف یار و زیبایی‌های عشق به تصویر کشیده می‌شوند. شاعر ابراز می‌کند که با وجود دردهای عاشقانه، زیبایی‌های عشق باعث شرف و افتخار او است. او به تنش‌های درونی و احساسات متناقض خود اشاره می‌کند و در نهایت، به عشق و ارتباطات با دیگران اشاره می‌کند که می‌تواند هم باعث شادی و هم دلتنگی شود. شعر لحن عاشقانه و احساسی غنی دارد که نمایانگر عواطف عمیق انسانی است.