شمارهٔ ۷۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را
به فرقم گستراند، سایهٔ نازک نهالان را
در این محفل که ربط آشنایی نسبتی خواهد
به آن موی میان، الفت بود نازک خیالان را
سرت گردم، میفشان کاکل و رحمی به دلها کن
مزن بر هم به بازی، حلقهٔ آشفته حالان را
به گلزاری که بلبل را نوایی آشنا دادی
رسایی ده زبان عجز نالیهای نالان را
به آن دستی که می در ساغر جمشید می ریزی
به وصل قطره ای خوش کن، دل ساغر سفالان را
زیان ناز خواهد شد نگاه سرمه آلودی
تسلّی گر نمایی، خاطر دلهای نالان را؟
درین گلشن حزین ، از خجلت فکر رسای تو
رسایی بید مجنون شد، سرا پا انفعالان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی محبت و تأثیر آن بر زندگی انسانها و زیباییهاست. شاعر به زیباییهای طبیعت و دلسوزی به حال عشق و دلمردگی اشاره میکند. او از نازکخیالی و آشنایی در محافل صحبت میکند و خواستار برقراری ارتباط و همدلی بین افراد است. با اشاره به گلزار و بلبل، تأکید میشود که محبت میتواند زبانی برای بیان عواطف و آلام باشد. شاعر همچنین به اهمیت زیبایی و عشق در زندگی اشاره میکند و آن را تسلیبخش دلهای گرفتار در غم و اندوه معرفی میکند. در نهایت، اشعار به حالتی از ناامیدی و خجالت تبدیل میشود که احساسات عمیق انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد.