شمارهٔ ۷۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
سر ژولیده ام برد از میان، صاحب کلاهی را
به دنیا از فلک سایی، سرم هرگز فرو ناید
گدایی می شمارد همّت من، پادشاهی را
به زیر تیغ او چشم از رخش پوشیده می دارم
که ترسم حیرت از یادم برد، عاجز نگاهی را
حبابش می شود از شوخ چشمی، چهره با داغم
اگر در بحر شوید، دامن بختم، سیاهی را
حزین ، از مهر نبود ذرّه ام را پرتو منّت
ز فیض عشق دارم کیمیای رنگ کاهی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و عشق عمیق گوینده است. او از شدت عشق خود به یک شخص، احساس قدرت و مقام را تجربه میکند و خود را با یک شاه مقایسه میکند. در عین حال، او به خاطر زیبایی طرف مقابلش که موجب حیرتش میشود، چشمانش را میبندد تا از حیرت دور بماند. او از عشق کیمیایی میسازد که زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده و به او رنگ و روشنایی میبخشد. در نهایت، شاعر با شعور و عاطفه خود از جدایی و محبت سخن میگوید و به زحمات و غمهای عشق اشاره دارد.