شمارهٔ ۷۷۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پیری به راه حرص نتابد عنان من
تن در نمی دهد به کشاکش کمان من
افسرده دل تر از دیم امّا توان نمود
سیر بهاری از مژهٔ خون فشان من
صرصر چه در خرابی من اضطراب داشت؟
بر شاخ گل نبود گران آشیان من
در ناشنیدن سخن خلق نشئه هاست
گوش گران من شده رطل گران من
آیینه عرض جوهر خود تا به کی دهد؟
چون تیغ از غلاف درآ، دلستان من
باشد بریدن از سگ کوی تو مشکلم
مغز وفاست در قلم استخوان من
غمّاز را چه آگهی از راز من حزین ؟
بر لب نمی رسد نفس ناتوان من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و نگرانیهای شاعر درباره پیری و ناتوانی میپردازد. شاعر از احساسات افسردگی و اضطراب ناشی از پیری و ناتوانی سخن میگوید، و در عین حال تلاش میکند تا خود را حفظ کند. او به رابطهی خود با دیگران و عدم درک احساساتش توسط آنها اشاره میکند و از عدم توانایی در بیان مشکلاتش به دیگران شکایت میکند. در نهایت، شاعر از محدودیتهایی که عشق و وفاداری برایش به وجود آوردهاند، سخن میگوید و حس تنهایی و ناامیدی خود را به تصویر میکشد.