شمارهٔ ۷۷۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
بی تو چسان به سر برد جان امیدوار من؟
ای بت دلفریب من، صبر من و قرار من
گوهر شاهوار من، مایه افتخار من
باغ من و بهار من، راحت روزگار من
جان من و جهان من، امن من و امان من
عین من و عیان من، سرّ من، آشکار من
زهر غم تو در جهان نوش و نشاط خستگان
تلخ تو در مذاق جان باده ی خوشگوار من
دل ز خم و سبوی تو، مست به های و هوی تو
مقصد دیده روی تو عشق تو اختیار من
سرور سرفراز من، مایهٔ سوز و ساز من
دلبر و دلنواز من، مونس و غمگسار من
دلبر بی نظیر من، مهر تو در ضمیر من
لطف تو دستگیر من، خواریت اعتبار من
دل به هوای روی تو، رفته به جستجوی تو
مانده در آرزوی تو، دیدهٔ اشکبار من
دوش که شمع سان تنم مایهٔ اشک و آه بود
آمد وکرد پرسشم، هوش ربا نگار من
گفت چگونه ای بگو، در غم من حزین من؟
بیکس من غریب من، خستهٔ سوگوار من
گفتم اگر وفا کنی، هست در انتظار تو
سینهٔ داغدار من، خاطر بی قرار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری عاشقانه و غمناک است که در آن شاعر به ابراز محبت و دلتنگی برای معشوقهاش میپردازد. او از حال خود میگوید که بدون معشوقش، زندگیاش بیمعنا و پر از درد و غم است. شاعر معشوقه را مایه آرامش و آرامش جانش میداند و به تمجید از زیباییهای او میپردازد. در دلنوشتهها، اشتیاق و ناامیدی، عشق و درد به تصویر کشیده شده و عشق او به معشوق بهقدری عمیق است که تمامی وجودش را در بر گرفته است. در پایان، شاعر به امید وفای معشوق اشاره میکند و از انتظار و longing خود مینویسد.