نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته

از نگاه تو چها بر سر تقوا رفته

هرکس از لعل توکام دل ناشادگرفت

چارهٔ ماست که از یاد مسیحا رفته

نتواند که رود از دل فرهاد برون

نقش شیرین اگر از صفحه خارا رفته

گرد راهش بود از نکهت گل مشکینتر

هرکه از جلوه رخسار تو از جا رفته

کشش اوست که ما را برد از خویش حزین

شبنم از جذبه خورشید به بالا رفته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به شدت تحت تاثیر عشق و زیبایی معشوق قرار دارد و احساسات او را توصیف می‌کند. دل شاعر به خاطر عشق به معشوق از جا کنده شده و تأثیر نگاه او بر روی تقوا و دستاوردهای دیگران را می‌بیند. هر کسی که از زیبایی معشوق بهره‌مند شده، ممکن است غمگین باشد و در عوض معشوق را فراموش کرده؛ زیرا عشق او چاره‌ای جز جدایی ندارد. همچنین شاعر اشاره می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند از عشق عمیق خود به معشوق خارج شود همان‌طور که فرهاد هیچ‌گاه نمی‌تواند از یاد شیرین به آسانی بیرون برود. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق همواره انسان‌ها را به سوی خود می‌کشد و همانند شبنم که به سمت خورشید می‌رود، دل شاعر نیز تحت تأثیر جذبه معشوق قرار گرفته است.