شمارهٔ ۷۹۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
تیغت از فرق مبتلا رفته
از سرم سایه هما رفته
بس که بیگانه مشربان دیدم
از لبم حرف آشنا رفته
رفته بر پیکرم ز گردش چرخ
آنچه بر دانه ز آسیا رفته
از میان رفته ایم تا من و دل
جم و جام جهان نما رفته
طاق ابروی اوست کعبه ما
دل به آن قبلهٔ دعا رفته
نگهم تا به خاک درگه او
به تکاپوی توتیا رفته
مستی افزاست نغمهٔ تو حزین
دل ازین طرز آشنا رفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساس جدایی و فراق اشاره میکند. او از تأثیرات منفی این جدایی بر زندگیاش میگوید و اینکه همه چیز آشنا و دلنشین از او دور شده است. شاعر به کعبه و قبلهاش که محبوبش است اشاره میکند و از longing (اشتياق) به او صحبت میکند. در نهایت، او از شوق و مستی ناشی از نغمه محبوبش یاد میکند که باعث میشود احساساتی عمیق و غمانگیز در دلش ایجاد شود.