شمارهٔ ۸۰۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
نوشین لبت اغیار مکیدند به ما چه؟
منت چه گذاری تو به ما پیش حریفان؟
شمع دگرانی، به مزار شهدا چه؟
خونم به تو ثابت شده حاشا چه نمایی؟
چشم تو نزد تیغ گرفتم، مژه ها چه؟
ازشکوه و شکرم به میان فتنه گری چیست؟
من دانم و دلدار، رقیبان به شما چه؟
زان شبرو طرارگرفتم خبر دل
پیچید به خود زلفش و می گفت کجا؟ چه؟
من بر سر راه خودم از ناله سرایی
گر قافله را راه شود گم به درا چه؟
از عزت ناقص نرسد نقص به کامل
بت گر بپرستید جهانی به خدا چه؟
در خانهٔ همسایه چه ماتم چه عروسی
گر مات شود شه، شده باشد، به گدا چه؟
از ساقی و می ای دل افسرده چه نالی؟
کار اجل است این، به طبیب و به دوا چه؟
طرف از رقم خویش نبندند قلمها
از نافهٔ مشکین به غزالان ختا چه؟
آسوده حزین است که رهزن سر یغما
با قافله دارد، به من بی سر و پا چه؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با لحنی تلخ و انتقادی به عشق و زندگی مینگرد. او به زبان عشق و خیانت میپردازد و به چالشهای عاشقانه اشاره میکند. شاعر از درد و شکوه خود سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه احساساتش تحت تأثیر رفتارهای دیگران قرار گرفته است. او به جدال میان عشق و ناامیدی اشاره میکند و از بیعدالتیهای اجتماعی و روابط انسانی نگران است. در مجموع، متن به عمق احساسات و تضادهای زندگی پرداخته و عشق را به عنوان موضوعی پیچیده و پرفراز و نشیب نمایان میسازد.