نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی

ترسم که رخش بینی و دیدن نتوانی

سخت است گرفتاری و آوارگی ای دل

وحشت نگذاری و رمیدن نتوانی

بسمل شدی از هجر و به جایی نرسیدی

از ضعف چنانی که تپیدن نتوانی

در دام غم ای مرغ پر و بال شکسته

آرام نداری و پریدن نتوانی

بی پرده گرفتم ز درت یار در آمد

ای دیدهٔ حیرت زده دیدن نتوانی

محروم نیی گرچه حزین از می وصلش

لب بر لب جامی و چشیدن نتوانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان درد و غم ناشی از جدایی و هجران می‌پردازد. او به مخاطب می‌گوید که اگر نتواند غم جدایی را تحمل کند، ممکن است شاهد زیبایی‌ها باشد اما نتواند آن‌ها را ببیند. احساس آوارگی و ترس از تنها ماندن به او فشار می‌آورد و به او می‌گوید که از شدت غم، حتی توانایی تپش دل و پرواز را ندارد. او از دریای غم نمی‌تواند بیرون بیاید و به حالتی ناتوان و عاجز دچار شده است. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که حتی اگر از شراب وصال محبوب محروم باشد، نمی‌تواند طعم آن را بچشد و از آن لذت ببرد.