شمارهٔ ۸۱۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
پیوند من ز جان شکیبا گسیخته
یارای عقل نیست عنان داریم دگر
زنجیر من بهار به صحرا گسیخته
الفت کم و غرور فراوان و عهد سست
سررشتهٔ امید ز صد جا گسیخته
اشک روان به بوم و برم تا چها کند
سیلی چنین عنان مدارا گسیخته
تا چند ساز ناله به کوه و کمر کنم
از زخمه ناخنم رگ خارا گسیخته
طالع نگر گه با همه صدق و صفای دل
الفت میانهٔ من و مینا گسیخته
در خاکمال عرصهٔ دنیا، دلم حزین
ماند به قطره ای که ز دریا گسیخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی احساسات عمیق و سردرگمی شاعر است. شاعر از شورش درون و جدایی آن از آرامش روح سخن میگوید و احساس عدم کنترل بر عقل و روحش را بیان میکند. او اشاره میکند که روابطش سست و امیدش کاهش یافته است. همچنین از درد و عواطفی صحبت میکند که مانند سیلی بر زندگیاش تاثیر میگذارد و او را به ناله و زاری واداشته است. در نهایت، شاعر به ناامیدی و غم ناشی از زندگی دنیوی اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که قلبش به اندازهی یک قطره از دریا رنج میکشد.