شمارهٔ ۸۲۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی
مشکل آسان نشود تا تو زبان نگشایی
بی خم زلف مکن مرغ نوآموز مرا
رشته از پای دل بال فشان نگشایی
چاک از آن تیغ نگه تا نکنی سینهٔ ما
در امّید به روی دل و جان نگشایی
دل به اسباب پریشان جهان جمع مکن
فال جمعیت از اوراق خزان نگشایی
بی نیازانه حزین از دو جهان دیده ببند
چشم خواهش به رخ باغ جهان نگشایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاطفی و درونی انسان میپردازد. شاعر اشاره میکند که درد و رنج درونی انسان از دل و احساسات او ناشی میشود و این مشکلات به آسانی حل نمیشوند مگر اینکه زبان به سخن باز کند. او از معشوق میخواهد که از زیباییهای ظاهری او را دچار مشکل نکند و همچنین بر آسیبهای ناشی از نگاهش تأکید دارد. در عین حال، شاعر به عدم نیاز به ظواهر دنیا اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که نباید دل را به ظواهر این دنیا وابسته کرد. او خواستههای دنیایی را نادیده میگیرد و به باطن و احساسات عمیقتر خود میپردازد.