نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری

رگ جان بی توام، پیوند زنّار است پنداری

ز مضراب غم نامهربان شوخی، فغان سازم

به شیون هر سر مویم، رگ تار است پنداری

کمند جذبهٔ هر ذرّه ام تسخیر می سازد

جهان یک سر، تجلّی گاه دیدار است پنداری

مرا نور نظر تا دامن مژگان نمی آید

نگاه عجزم از حسرت گرانبار است پنداری

حزین ، آماده کن بهر نثار مقدمش، جان را

دل از خود رفت، آمد آمدِ یار است پنداری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دل‌تنگی بیان شده است. شاعر احساس می‌کند که دوری از معشوق زندگی‌اش را بی‌معنا کرده و هر جنبه‌ای از وجودش تحت تاثیر این جدایی قرار گرفته است. او به تنهایی و غم و رنجش اشاره می‌کند و به جاذبه و زیبایی معشوقش اشاره دارد. در نهایت، شاعری از دل زخم‌خورده‌اش سخن می‌گوید و برای آمدن یار، جانش را آماده می‌کند. در کل، این اشعار احساسی عمیق از عشق و فراق را به تصویر می‌کشد.