شمارهٔ ۸۳۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای روی تو را موج عرق آینه سازی
آیینه ز عکس تو پریخانهٔ نازی
در چنگل مژگان تو گردون قویدست
گنجشک ضعیفی ست به سر پنجه بازی
ای گلشن نظاره، ز رخ پرده برانداز
تا شبنم این باغ کنم اشک نیازی
چون باد مرو سرسری از سیر گلستان
در هر گره غنچه ببین، گلشن رازی
پروانه، بیا گرم و ز من طرز بیاموز
آتش زده در خانهٔ من، شمع طرازی
ای زاهد افسرده، تو را زنده نگویم
بی درد چه حال است؟ نه سوزی، نه گدازی
خاموش حزین از غم ایّام خزانم
دل نغمه سراید، به چه برگی؟ به چه سازی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهها و تمثیلهای مختلف، عشق و آرزوهایش را بیان میکند. او معشوق را به موجی از زیبایی تشبیه میکند و خود را در حالتی از نیاز و اشک توصیف میکند. همچنین، از عشق و شوقی که به معشوق دارد، سخن میگوید و به گُل و پروانه اشاره میکند که نماد زیبایی و لطافت هستند. شاعر به زاهد افسرده نیز اشاره میکند و احساس سردی و بیاحساسی او را نقد میکند. در نهایت، غم و اندوه خود را از فصول خزان زندگیاش بازگو میکند.