نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

دل آشفته و دیده خونبار داری

مگر با محبت سر و کار داری؟

که نشتر فرو برده، در مغز و جانت

که رگهای مژگان گهربار داری؟

وصالت نصیب است، یا آنکه چون من

دلی حسرت آگین دیدار داری؟

گل ناز پرورد من، بی قراری

همانا که در پیرهن خار داری

بگو، عاشقان رازداران عشقند

چو خود بی وفا یا وفادار داری؟

وفا پیشه یاری ست، یا آنکه چون خود

ستمگر، جفاجو، دل آزار داری؟

دل فارغ خویش را، نامسلمان

ز زلف که در قید زنار داری؟

شکسته ست خاری به دل چون حزینت

که بلبل صفت، نالهٔ زار داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دل آشوبه و درد و رنج ناشی از عشق می‌گوید. او به تصویر کشیده که عشق و محبت می‌تواند هم آزاردهنده باشد و هم نشانه‌ای از زیبایی. دل عاشق پر از حسرت است و با کنایه به معشوق، شخص را به تحمل دردهای عشق دعوت می‌کند. شاعر سوال می‌کند آیا کسی که با عشق بی‌وفایی می‌کند، می‌تواند به وفا و صداقت واقعی دست یابد؟ او همچنین به وضعیت خود اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در عشق، انسان می‌تواند به درد و رنج دچار شود. در نهایت، با اشاره به ناله‌ بلبل، از گرفتاری‌های دل و تاثیرات عشق بر قلب انسان سخن می‌گوید.