شمارهٔ ۸۴۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منت نکشد همّتم از دست دعایی
زد غیرت من هر دو جهان را سرپایی
غم پرده در و صبر ز ما گوشه گرفته ست
ای مطرب کوته نفس آواز رسایی
گر زیر فلک تنگ شود دامن دل هست
از دل نفسی تا بکشم نیست فضایی
با عشق چه پاید خس و خاشاک وجودم؟
این شعله مبادا که کند نشو و نمایی
خوش خرقه ی سالوس به ما تنگ گرفته ست
ای چاک گریبان دل، امروز کجایی؟
در کوی تو چون شعله که از طور کشد سر
از نالهٔ عشّاق بلند است نوایی
داده ست غمت رخصت شبگیر به آهم
شاید رسد این قاصد بی درد به جایی
خود کیست حزین تا که ازو رنجه کنی دل؟
دریوزه پرست نگهی، عشوه گدایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد احساسات عمیق و درد عاطفی شاعر نسبت به عشق و انتظار او برای وصل است. شاعر به نکتهای اشاره میکند که همت و تلاشش نباید به خاطر دعا و آرزوها کاهش یابد. او از غم و صبر خود سخن میگوید و بیان میکند که عشقش باعث میشود که وجودش به گونهای شکننده و بیثبات باشد. شاعر همچنین از شور و شوق خاصی که در کوی محبوب وجود دارد سخن میگوید و به انتظار کشیدن برای رسیدن به محبوب و تسکین درد دلش اشاره میکند. در نهایت، شاعر حسرت و گدایی عشق را بیان میکند و به مضامین عرفانی و عاطفی در شعر اشاره میکند.