نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

ز دل غافلی یار جانی نباشی!

نداری وفا، زندگانی نباشی!

به من هوش نگذاشت، دشنام تلخت

به لب، بادهٔ ارغوانی نباشی!

به دیدارت، از عیش دنیا گذشتم

به رخ جنت جاودانی نباشی!

به بیگانگیها، که از من مپوشان

به چشم آشنایی، فلانی نباشی!

زگل بی بقاتر بود عهد سستت

نشاط بهار جوانی نباشی!

نشاندی به خون از نگاهی حزین را

تو ای بی وفا، یار جانی نباشی!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع وفا و بی‌وفایی در روابط عاشقانه می‌پردازد. شاعر از غفلت و بی‌توجهی یار خود شکایت می‌کند و بیان می‌کند که بدون وفا، زندگی معنایی ندارد. او از تلخی کلمات و حسرت‌های عشقش گله می‌کند و اشاره می‌کند که برای دیدار معشوق، از لذت‌های دنیا گذشته است. شاعر به احساس تنهایی و بیگانگی اشاره می‌کند و می‌گوید که وعده‌های یار، به اندازه گل که زود می‌پلاسد، سست و ناپایداراست. او در نهایت، به درد و رنجی که از دیدن یار بی‌وفا متحمل شده، اشاره می‌کند.