شمارهٔ ۸۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را
که صدره شسته طفل اشک من چون مشق یونان را؟
غبار از تربتم چون بید مجنون می کشد بالا
سرافرازی بود افتادگی، طالع نگونان را
چه باید کرد مشت خون خود را؟ مضطرب حالم
سرافرازان نمی خواهند پامال زبونان را
به بند غیر تا باشد، بود دیوانگی ناقص
ز موی سر بود زنجیر پا، کامل جنونان را
نکویان را به خون زاهد و عاشق بود دستی
شراب مذهب و مشرب، حلال این ذوفنونان را
بخار از ارض، با جذب طبیعی بر نمی خیزد
چنین کز خاک ره برداشت چرخ سفله دونان را
حزین ، از معجز لعل که تعلیم سخن داری؟
خروشت، مهر بر لب می زند جادوفسونان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وضعیت دردناک و ناگوار انسانهایی اشاره میکند که در دلشان خونین و نگران هستند و صدای آنها در لوح حکمت ثبت شده است. او با استفاده از تمثیلهایی چون "تربت بید مجنون" و "مشق یونان"، به تاثیری که مشکلات و چالشهای زندگی بر روی روح و روان انسانها میگذارد، اشاره میکند. شاعر از سرافرازی و افتادگی طالع به عنوان نمادهای تناقض زندگی یاد میکند و به ناامیدی و سرخوردگی خود در برابر جامعه اشاره مینماید. در ادامه، او از بیعدالتیها و سختیهایی صحبت میکند که افراد ضعیف و تحت فشار بارها با آنها مواجهاند و زنجیرهایی که بر دست و پا دارند را به عنوان نمادی از دیوانگی و عدم آزادی معرفی میکند. در نهایت، اشاره به معجزهگری و جادو در کلام و سخن، نشاندهنده این است که کلمات نیز میتوانند قدرتی سحرآمیز داشته باشند.