شمارهٔ ۸۶۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
گرد سرت بگردم، جامی بیار، ساقی
برخیز و جلوه سرکن، بگشای جعد مشکین
باد از دم بهاران، شد مشکبار، ساقی
ساغر بده که آید، آبی به روی کارم
از زهد خشک دارم، بر دل غبار، ساقی
از شیوهٔ نگاهت، وز جلوهٔ جمالت
می در پیاله دارم، گل در کنار ساقی
اوراق زهد و تقوا، بر باد ده حزین را
از خون توبهٔ ما، بشکن خمار، ساقی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به شادی و نشاط زندگی و لذت از زیباییها اشاره دارد. شاعر از ساقی درخواست میکند که با آوردن شراب و جام، او را از غم و زهد رهایی بخشد. او زیباییهای جانانه و جلوههای دلانگیز را توصیف میکند و از ساقی میخواهد که با خوشحالی و زیباییاش دلها را سرشار کند. همچنین، شاعر به ضرورت فراموش کردن زهد و تقوا اشاره میکند و از او میخواهد که با شکستن غم و بیاحساسی، خیالی راحت به او دهد. در کل، این غزل دعوت به لذتبردن از زندگی و فراموش کردن غمهاست.