نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی

به چاک سینه دارد غمزه دستی، در رفو دستی

خوشا عهدی که با کوتاه دستان، لطفها بودش

حمایل داشتم در گردن آن تندخو دستی

کدامین دست، خالی داشتم تا سبحه گردانم؟

که دستی رهن ساغر بود و در دست سبو دستی

دل مجروح را، شور قیامت در گریبان کن

سرت گردم، بکش گاهی، به زلف مشکبو دستی

سراپا ناز من، از تربتم دامنکشان مگذر

مبادا غافل از خاکم، برآرد آرزو دستی

زکم ظرفی به یک ساغر، خمارم نشکند چون گل

بود در خم مرا پیوسته دستی، در کدو دستی

کفم را در دعا، وصل تمنّا مدعا نبود

حزین از شرم عصیان، می گذارم پیش رو دستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از مفاهیم عشق و دلتنگی صحبت می‌کند. شاعر از دست‌هایی می‌گوید که به دو شکل متفاوت در زندگی‌اش تأثیر گذاشته‌اند؛ دستی که به او آسیب زده و دستی که لطف و مهربانی را به او هدیه کرده است. او به عشق و پیوندی که با آن «دست» دارد اشاره می‌کند و به یادآوری لحظات خوب و بد می‌پردازد. همچنین، شاعر از دل مجروحش و شور و شوقی که در او وجود دارد صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که در مسیر عشقش باید مراقب خواسته‌ها و آرزوهایش باشد. در پایان، او با حالات روحی و عاطفی‌اش و دشواری‌هایی که با آن‌ها مواجه است، سخن می‌گوید و احساس شرم و گناه را در این مسیر بیان می‌کند.