نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گذشته است ز گردون لوای رفعت ما

گرفته روی زمین، آفتاب شهرت ما

شکسته رنگی تن، کرده بر جهان روشن

که خاک زر شود از کیمیای صحبت ما

فلک فکنده سپر در مصاف نالهٔ من

بلند کردهٔ دست دل است، رایت ما

ز قیل و قال، مرا وقت جمع تر گردد

بود ز حلقهٔ مجلس، کمند وحدت ما

اگر چه در تَهِ خاکم ز گرد کلفت دل

همان چو آینه باز است چشم حیرت ما

به راه مهر تو هر رخنه ای ست آغوشی

ز چاک سینه دمیده ست، صبح دولت ما

خرد به مشهد ما می رود ز هوش، حزین

مگر ز لای شراب است خاک تربت ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی ارتفاع و عظمت گذشته می‌پردازد و بیانگر شهرت و قدرتی است که از ارتباط با یکدیگر به وجود می‌آید. شاعر از وجود نور و روشنایی که از گفت‌وگوها و ارتباطات انسان‌ها حاصل می‌شود، صحبت می‌کند و به تأثیر آن بر دنیا اشاره می‌کند. او همچنین از درد و رنج‌های جان مایه می‌برد و تأکید می‌کند که در لحظات دشوار، وحدت و همبستگی می‌تواند به یاری بیاید. در نهایت، شعر بر اهمیت عشق و محبت و تأثیر آن بر زندگی اشاره دارد، و می‌گوید که خرد و حکمت نیز از این مسیر به دست می‌آید.