شمارهٔ ۸۷۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
چه خواهد شد سرت گردم، شب ما را سحر باشی؟
دو عالم از فروغ روی او، یک چشم بینا شد
نبینی روی هجران را، اگر صاحب نظر باشی
سروش مقدم جانان رسید، از بال پروازت
مرا ای هدهد جان زنده کردی، خوش خبر باش
برآ از خود، فضای بیخودی را هم تماشا کن
چرا چون برق، درقید حیات مختصر باشی؟
سَرِ پایی بزن مستانه، سامان دو عالم را
چرا از فکر صندل، در خمار دردسر باشی؟
پریشانی بود موج خطر، پرشور دریا را
کنی گردآوری گر قطرهٔ خود را، گهر باشی
حزین ، افشاندن دامن، ندارد این قدر کاری
برای خردهٔ جان، چند لرزان، چون شرر باشی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای عشق و طرز نگرش به زندگی و هستی اشاره میکند. او از محبوبش میخواهد که نور و روشنیاش را در دل و جانش شعلهور کند و در عین حال بر لذتهای زندگی تأکید میکند. شاعر اشاره میکند که اگر با دیدی عمیق و درست به مسائل نگاه کنیم، میتوانیم زیباییها را ببینیم و از افسردگی و غم دور شویم. او به پیروزی روح و شوق زندگی دعوت میکند و از فرد خواسته میشود که از محدودیتهای خود رها شود و با شور و شوق در مسیر عشق گام بردارد. در نهایت، شاعر میگوید که زندگی ارزش بیشتری دارد و نمیتوان آن را به چیزهای کوچک و بیاهمیت محدود کرد.