شمارهٔ ۸۸۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
چه می کردم، اگر با او مراهم یاد می کردی؟
خوشا روزی که هر کس غیر من بودی گرفتارت
به گرد دام، می گرداندی و آزاد می کردی
به گلشن رفتم و از نونهالان جلوهها دیدم
اگر می آمدی، خون در دل شمشاد می کردی
زرشک امشب نم دردیده سودی خواب شیرین را
مگر من مرده ام کافسانهٔ فرهاد می کردی؟
چه خاموشی حزین ! آن ناله های دلخراشت کو؟
که در دام و قفس، خون در دل صیاد می کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به موضوع عشق و فراق میپردازد. او افسوس میخورد که چرا محبوبش او را فراموش کرده و به شادکردن دیگران میپردازد. شاعر از دوری و تنهایی رنج میبرد و به حسرت روزهایی میاندیشد که محبوبش به او توجه داشت. او از زیباییهای زندگی و طبیعت یاد میکند، اما این زیباییها تنها یادآور غم و درد دل او هستند. شاعر در نهایت به احساس خاموشی و نالههای دلخراش خود اشاره میکند که در دام تنهایی و فراق به دام افتاده است.