نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقی

اَنل کأساً و اسکرلی، الا یا ایها السّاقی

سرت گردم، لب خشک به زهر آغشته‌ای دارم

فانّ القلب ملسوعٌ و ماء الدّنِ تریاقی

محبت نامهٔ درد دلم را در بغل دارد

نمی‌خوانی چرا محبوب من، مکتوب مشتاقی؟

نیم در عشقبازی، بی‌وفا، ای سست‌پیمان‌ها

بقیٰ ما قد مضی فی حبّکم، عهدی و میثاقی

حزین از دل به گوشم هر نفس فریاد می‌آید

ینادی کلما فی الکون فان، والهوی باقی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردناک خود در عشق سخن می‌گوید. او به شدت دلتنگ محبوبش است و خواهان نوشیدن می باشد تا از این درد رهایی یابد. قلبش زخم خورده و در جستجوی تسکین است. شاعر به بی وفایی معشوق اشاره می‌کند و از عهد و پیمانی که بین آنها بوده، یاد می‌کند. در نهایت، او فریاد دل‌شکسته‌اش را به گوش جهان می‌رساند و عشق را حتی در میان دردها و ناامیدی‌ها جاودان می‌داند.