شمارهٔ ۸۹۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ناله، خوشا بخت رسایی که تو داری
ما را نبود راه به جایی که تو داری
خواهی شدن ای دل، می صافی به خرابات
با دردکشان، صدق و صفایی که تو داری
از کعبه چه حاصل ادب ناصیه سا را
ای بت، سر ما و کف پایی که تو داری
بی پرده به هر گوشه کند راز نهان را
ای نی، نفس پرده گشایی که تو داری
تا چند لب جام برد بوسه به تاراج
ساقی ز لب بوسه ربایی که تو داری؟
سنبل کده کرده ست گریبان سمن را
مشکینه خط غالیه سایی که تو داری
طالع نگذارد گِره بسته به کارم
گر باز شود بند قبایی که تو داری
چون آینه از دیدهٔ حیرت زده، شادم
از کف ندهم فیض لقایی که تو داری
در تیرگی، آیینهٔ دل را نگذارد
مطرب، نفس زنگ زدایی که تو داری
خواهند حریفان مسیحا نفس آموخت
نطق از لب الهام سرایی که تو داری
بی ذوق سماع است حزین ، نالهٔ بلبل
شوریده مرا طرزِ نوایی که تو داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ستایش و زیباییهای عشق و دوست داشتن میپردازد. او از بخت خوشی سخن میگوید که در پیش دارد و آرزو میکند که دلش به مدد عشق به خرابات (محل دوری و مستی) برود. شاعر به زیبایی محبوب اشاره میکند و چنان او را میستاید که از کعبه و آداب آن هم سخنی ندارد. او از راز نهان عشق و برکات آن میگوید و به علاقهای که به بوسه و لب محبوب دارد، اشاره میکند. همچنین، حال و هوای او از عشق را با توصیفاتی زیبا توصیف میکند و بر این نکته تأکید دارد که در میان تاریکی، روشنایی عشق او را شاداب و امیدوار نگهداشته است. در پایان شعر، شاعر به بینظیر بودن نغمهای که محبوبش به او میدهد و تأثیر آن در زندگیاش اشاره میکند.