شمارهٔ ۹۰۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خاصان تمام مستند، ساقی صلای عامی
ته جرعه ای کرم کن، مِن راوقِ الکرامی
خامیم و اوفتاده، می ده که باده بخشد
اجساد را قیامی، ارواح را، قوامی
آواره ام به فرقت، از منزل سلامت
یا جار دار سلمی، بلغ لها سلامی
مطربِ بهل طریقت، سرکن رهِ حقیقت
سنجی اگر مقامی، داری اگر پیامی
خواهی حَرَج نباشد، سرکن حدیث دربا
اهلا لما روبنا، عن سیدالانامی
دل در شکسته حالی، صد ناله در گره داشت
انی رجوت دهراً، اشکو عن السقامی
یار آمدم به بالین، شد رنجها فراموش
عاد الکرام شکراً، فی اوفر السهامی
یا جارتی بوجد، قولی حدیث نجد
ذا اجمل الهدایا، ها اکمل الکلامی
گوش حزین خاموش، مطرب به نالهٔ توست
سرکن رهی خدا را، ساقی بیار جامی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره حالاتی است که شاعر در آن با عشق و وفور نعمتها و نیز رنج و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکند. شاعر از ساقی میخواهد که به او بادهای ببخشد تا از غم و اندوهش کاسته شود. او خود را آواره و دور از آرامش میداند و بر اهمیت حقیقت و راهیابی به معنا تأکید دارد. در نهایت، شاعر به زیبایی و قدرت کلام عشق اشاره میکند و از مطرب میخواهد تا با نغمههایش این حال را تسکین دهد. شعر به نوعی دلتنگی، جستجوی آرامش و عشق را به تصویر میکشد.