شمارهٔ ۹۰۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
خرمن به باد داده و رسوای کیستی؟
در محفلی که موج پریزاد می زند
آیینه دار حسن دلارای کیستی؟
در پوست، رستخیز قیامت فکنده ای
ای خون گرم، معرکه آرای کیستی؟
بیمارم و به لعل تو در جان سپاریم
برگو خدای را، که مسیحای کیستی؟
سوزد به دیده خواب و به دل آه حسرتم
آرام ساز جان شکیبای کیستی؟
زاهد ز دین برآمد و عاشق ز جان گذشت
خوش فرصت تو باد، به یغمای کیستی؟
اشکت به رنگ باده فرو می چکد حزین
مست می شبانه غمهای کیستی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی هویت و عشق است. شاعر از "دل" و "آتش سودای" خود میپرسد که کیست و به وضعیت و دردی که حس میکند اشاره میکند. او در فضای شاعری و زیبایی، به دنبال حقیقت و شناختی عمیقتر از عشق و زیبایی است. او همچنین به تنهایی و اشتیاقش برای درک بهتر از الهام و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که چقدر به دنبال پاسخ به سوالات عمیق خود است. در نهایت، شاعر به تضادهای زندگی، زهد و عشق میپردازد و از عشق به عنوان راهی برای آرامش یاد میکند.