نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه‌ای

دل شمع رخسار تو را، آتش به جان پروانه‌ای

اندیشهٔ پیرِ خِرَد، با کبریای عشق تو

در وادی واماندگی، بازیچهٔ طفلانه‌ای

هرچند مست و بی‌خودم، غافل ز یادت نیستم

ای نغمهٔ تسبیح تو در هر لب پیمانه‌ای

مجنون‌صفت با وحشتم دامان صحرا تنگ بود

روزی که من هم داشتم، با خود دل دیوانه‌ای

میخانه‌ها در جوش تو، دیوار و در مدهوش تو

مست از لب خاموش تو، ناقوس هر بتخانه‌ای

عاشق چه سان در دورِ او دل را نگهداری کند؟

چشمی که در هر گردشی خالی کند پیمانه‌ای

ساقی اگر آزرده‌ای، باز از حزین خویشتن

شوید غبار خاطرت از گریهٔ مستانه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و شور و شوق ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر از آتش عشق و تاثیر آن بر دل و جان سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او چنان قوی است که تمامی عواطف و افکارش را تحت‌الشعاع قرار داده است. وی همچنین به شدت وابستگی و دیوانگی‌اش در برابر عشق اشاره می‌کند و احساس می‌کند که نمی‌تواند از یاد معشوق غافل باشد. شاعر در فضایی از میخانه و نوشیدنی به سر می‌برد و به درد و رنج عشق و nostalgia اشاره می‌کند. او از ساغی می‌خواهد که غبار خاطرات تلخ را از دلش بشوید.