شمارهٔ ۹۱۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای شوق، در شکنجهٔ دلها چگونهای؟
آه ای شرار شوخ، به خارا چگونهای؟
در پرسشت به لب نفسم میتپد به خون
ای ماهی بریده ز دریا چگونهای؟
ای دل که بود سجده برت فرق آفتاب
در زیر دست داغ سویدا چگونهای؟
ای همّت بلند که گردون به خاک توست
در زیر بار منّت بیجا چگونهای؟
ناسازی است شیوهٔ اجزای روزگار
با یک جهان عدو، تن تنها چگونهای؟
در ظلمت زمانه که جهل آفتاب اوست
ای نورِ عقلِ دیدهٔ بینا چگونهای؟
داغی حزین و از جگرت دود برنخاست
در آتش ای سپند شکیبا چگونهای؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حسی عمیق و دردمندانه سخن میگوید که به نوعی از عشق و شوق ناشی میشود. او با استفاده از تصویرهایی سمبلیک، به توصیف دلتنگی و تنهایی میپردازد. از یک سو، او به زندگی و دشواریهای آن اشاره میکند و از سوی دیگر، به روحیه و همت بلند انسان در مواجهه با چالشها میپردازد. شاعر همچنین به تضادهای موجود در زندگی، جهل و دانایی، و آرامش در میان دردها اشاره میکند. در کل، این شعر تلاشی است برای فهمیدن احساسات انسانی در برابر سختیها و ناامیدیها.