شمارهٔ ۱۰۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
خون شد دلی که آن همه پیکان ناز داشت
او را از جور، نالهء عجزی که باز داشت
خون ستمکشان اسیرش به گردن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به احساسات عمیق و درد ناشی از ظلم و ستم اشاره دارد. شاعر به سینهای آتشین و پرآشوب اشاره میکند که به رغم زیبایی و ناز دلی، درگیر رنج و ستم است. نالههای او نشانهای از ضعف و ناچاریاش است و در نهایت بر گردن او، خون ستمکشان افراشته شده است. این متن به تناقضات درونی انسان و درد ناشی از مشکلات اجتماعی میپردازد.