شمارهٔ ۱۲۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مدتی شد که در این بزم سخن سازی نیست
گوش چندان که دهم، زمزمه پردازی نیست
یا رب از زخم دلم زحمت مرهم بردار
غیر این روزنهٔ فیض، در بازی نیست
آنکه یک عمر، در این تنگ قفس داشت مرا
گیرم آزاد کند، قوت پروازی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و ناامیدی خود گفتوگو میکند. او میگوید که مدتی است که نه سخن خوشی میشنود و نه امیدی برای تغییر دارد. او از خدا میخواهد که زخم دلش را درمان کند، چون در این دنیا چیزی جز این درخور بازی و گذران زندگی نیست. شاعر اشاره میکند که حتی اگر کسی او را از قفس زندگیش رها کند، هنوز هم توانایی پرواز و آزادی ندارد.